X
تبلیغات
رایتل

هدیه ی تلخ

چند روز پیش پیرزن همسایه مان که لباس نو نواری پوشیده بود و عازم سفری بود وقتی مرا دید پوزخندتلخی زد و گفت : این هم از هدیه و سوغات گذر عمر. گفتم چیست؟ با چشمانی که فروغش سالها بود کمرنگ شده بود ولی هنوز جستجوگر بود اشاره ای کرد به عصای سرخ رنگی که به دست گرفته بود . متوجه عصا نشده بودم وتااینکه خود به زبان و چشم اشاره به من فهماند و آنگاه ملتفت این موضوع شدم که یک پیرزن کم سواد اما با شعور گذر عمر را چگونه به من جوان میفهماند. لحظه ای درنگ و به عمر رفته در باد پیرزن خیره شدم در کمری که چون قوس کمان خم شده بود و آن را به قول شاعر فلک ارزان به او نداده بود .  بسیار دلم گرفت که :

تمام عمر بستیم و شکستیم


بجز بار پشیمانی نبستیم

جوانی را سفر کردیم تا مرگ

نفهمیدیم به دنبال چه هستیم


اما پیرزن دوبیتی از باباطاهر را میان صدای خسته اش فریاد کرد که دلگیرتر شد احساس این روزهای رفته از یاد :

جوونی هم بهاری بود و گذشت ----- به ما یک اعتباری بود و بگذشت
میون ما و تو یک الفتی بود. ------ که آن هم نوبهاری بود و گذشت

نظرات (5)

با سلام
مرگ همین نزدیکیاست همیشه اماده باشید

این هم از دنباله شعری که نوشتی مرحوم منوچهر هم این شعر را زیبا خونده


نگفتم راز دل یکدم به پیشت که اون هم روزگاری بود بگذشت
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 5 دی‌ماه سال 1391 ساعت 06:10 ب.ظ
سلام.این هم جزئی اززندگی ماست.بهتر بگم مرحله ای از زندگی هر انسان.زیبا بود علی اقا
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 5 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:04 ب.ظ
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
نجستم زندگانی و گم کردم جوانی را
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 6 دی‌ماه سال 1391 ساعت 04:38 ب.ظ
پس وقتی میدانیم که اینقد زود میگذرد اعمالمون رو فراموش نکنیم به موقع نماز بخوانیم،دروغ نگوییم،گناه نکنیم به چشم بد به جنس مخالف خودمون نگاه نکنیم و... در دنیا بکار و در اخرت ثمرش رو ببین تشکر دوست عزیز جالب بود.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 11 دی‌ماه سال 1391 ساعت 07:24 ق.ظ
عامو علی نمیخوام شعار بدم ولی جوونی و پیری به سن و سال و فرم بدن نیست.چه بسیار جوونهایی که جوونن به ظاهر ولی دلشون از پیرم پیرتر بگو بیش.ولی برعکس آدمایی هم هستن که تو سنهای بالا که با زندگی در هر شرایطی حال میکنن یا به قول خودمون الکی خوشن.
مخصوصا تو مملکت ما که باید الکی خوش باشی .
پس زنده باد الکی خوشی و .....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قربانت حسن خان قاسمی
چهارشنبه 13 دی‌ماه سال 1391 ساعت 08:48 ب.ظ
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد