X
تبلیغات
رایتل

میدان خاکی و یک بغل خاطره

هنوز هم گهگاهی که دست روی پایت میکشی جای زخمهایی که در میدان های خاکی فوتبال پایت را خونین کرده بوده اند احساس میکنیم و اگر چشم روی هم بگذاریم شاید بتوان آن روز را حس کنیم ، روزهایی که کتابهای دبستانمان را به کنجی انداخته بودیم و برای ساختن زمین فوتبال بیل و منتیل برمیداشتیم برای از میان برداشتن سلنج و زافتک .اگر هم کسی از بچه ها دراین میان کمکی نمیکرد بارها کمکاری اش را به زیر چشمش میکشیدیم .دعوا بود و هیجان .خودمان را جای بازیکن های بزرگ میگذاشتیم بازیکنانی که اکنون سالهاست کفشهایشان را آویخته اند و یا اسطوره ای شده اند.


چند روز پیش این عکس را از بچه های شیرین بندر عامری گرفتم و چه لذتی داشت فوتبالشان. قولشان داده ام که دوباره عکس بگیریم ازشان با کیفیت بهتر.

نظرات (4)
وقتی بچه بودم غم بود اما کم بود
امتیاز: 2 0
جمعه 5 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 02:37 ق.ظ
یادش بخیر٠٠٠ علی میتونستی بیشتر بگی از دوره ای که هیچوقت بر نخواهد گشت و تکرار نمیشه٠٠٠ استوره فوتبالیم باتی گل بود،خضر عیلا هم عشق ریوالدو. همیشه به خیال اینکه روزی مثل این دوتا بازیکنا میشیم، میرفتیم میدو بازی
امتیاز: 1 0
پنج‌شنبه 11 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 12:26 ب.ظ
علی جان
ماشالله خوب قلمی هم داری
خدا حفظت کنه
امتیاز: 0 0
یکشنبه 20 دی‌ماه سال 1394 ساعت 07:18 ق.ظ
سلام علی . به نظرت وبلاگ توانایی کمتری سی بیان و به اشتراک گذاشتن نظرات افراد داره نسبت تلگرام و اینستاگرام داره؟
تفاوت شون برای ارتباط با مخاطب در چه چیزهایی ن؟
امتیاز: 0 0
جمعه 12 شهریور‌ماه سال 1395 ساعت 03:07 ب.ظ
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد