X
تبلیغات
رایتل

یک نفس عمیق

پس از ده سال که مردم کوچه وبازار ، خاص و عام انتظار یک توافق بین ایران وغرب داشتند برسر مسئله هسته ای بلاخره با دیپلماسی  موفق ایران توانست گامی نو در اندازد .اینکه هر کسی سر جای خودش باشد خواه دولت اصول گرا باشد خواه اصلاح طلب همین امر است که باعث میشود کار روی ریل بیفتد و مسائل مهم مملکتی روای منطقی خود طی کند. دکتر ظریف با چندین سال تجربه شگرف دیپلماسی و گفتگو توانست در کمتر 100 روز گام محکمی بردارد اگر چه باید انتظار کارشکنی های دولتهای مخالف و کاسبان تحریمی داخل هم داشت ولی همین یک گام مثبت رو به جلو است. اینکه پس از 35 سال تابوی مذاکره با آمریکا در سطح وسیعی شکسته میشود ، اینکه ببینیم بلاخره ما هم مثل خیلی از کشورهای دیگر دنیا میتوانیم دست دوستی همراه با احترام متقابل و تکریم داشته باشیم دست آورد کوچکی نیست.ای کاش در این هشت سال این قدم را برداشته بودیم تا این همه ضرر وزیان متوجه مملکت نشود و هزار ای کاش دیگر در تمامی سطوح سیاسی و اقتصادی دیگر. همه ما میدانیم که این یک لحظه تاریخی برای کشور ما بود و انتظارمان این بود که پا به پای خستگی ناپذیری تیم مذاکره کننده رسانه ای ملی داشتیم تا لحظه به لحظه این پیروزی را با مردمان کشور تقسیم شود ولی افسوس که در اوج این گفتگوها تمامی شبکه های داخلی انگار نه انگار که خبری هست و تازه شبکه خبر داشت برنامه سلامتی پخش میکرد و گوش خود را کر کرده بود برای این خبر امید بخش.پس مردم باید هجوم آورند به شبکه ها و رسانه های استعمار(به تعبیر صدا وسیما) و از آنجا مسائل تاریخی کشور را دنبال کنند .اما همه این مسکوت گذاشتنهای رسانه ملی به کنار این مردم کوچه وبرزن هستند که شاد هستند و امیدوار و همین ما را بس. همین که پیرزنی امید به این دارد دل به یارانه آخر ماه نداشته باشد و کرامت و عزت انسانی از دست رفته را دوباره بازیابد خود دلخوشی دیگری است. همین که یک نوجوان آرزوی شب و روزی یک تبلت یا آیپد باشد و امید وار باشد که او نیز چون دیگر بچه های دنیا بتواند دنیا را برفراز دیک دهکده جهانی بیند خود لبخندی بر لب می آورد زیبا. اما در این همه شور وشوق هسته ای در گوشه ای دیگر باز هم خبر بازداشت رضا جلودارزاده و ساجده عرب سرخی دلت را به درد می آورد که چرا و به چه علت ؟!چرا همواره سایه تهدید و ارعاب چون بختک بر سر فعالان و کنشگران و نخبگان سیاسی باشد.باز هم دل به امیدی سبز میبندیم تا دوباره آغوش بازکند و مردم برای غم نان شب کابوس قسط و وام و مسکن را به خواب نبینند.

نظرات (1)
درود برآغا.....جانا سخن اززبان ما می گویی....تشکر....متن قشنگی بود...حرف دل ماروزدی....
امتیاز: 0 0
یکشنبه 17 آذر‌ماه سال 1392 ساعت 09:55 ق.ظ
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد