X
تبلیغات
رایتل

آبان سیاه

اجل از ما برد هر روز یاری
که ما را هم برد روزی به خواری


آبان همیشه تداعی کننده هوای خنک باران و بادهای موسمی لیمر و لچیزم در منطقه ماست
با شروع ماه ابان هوا خنک میشود واز شر گرمای 7 ماهه راحت میشویم.ولی آبان  در ولات ماه در طی این چند سال بوی مرگ و غم و اندوه گرفته. چرا؟؟؟
در طی این سالها چند بار اتفاق افتاده که همه را متاثر کرده که امروز نمونه آن را شاهد بودیم مرگ رضا جمهوری جوان با اخلاق وخوب ولات که در شب تولدش اتفاق افتاد وپیر وجوان را ماتم زده کرد.
به چند سال پیش برگردیم ابان سال 1380 روزی که دوستم  مرحوم رضا باراده جلوی چشمم ازدست دادم در یک تصادف لعنتی در همان شب مادر مرحوم رضا جمهوری هم دچار سکته شد و بعد از چند سال در گیری با این مریضی جان به جان افرین تسلیم کرد.
به 2 سال پیش برگردیم ابان 1389بازهم تصادف وبازهم مرگ یک جوان متدین وپاک ولات مرحوم علی تیموری که با مرگش ولاتی را عزادار کرد.
در سالهای گذشته هم در این ماه مرگ های دیگر هم رخ داده که بزرگترین نمونه ان مر گ 15 نفر که اکثرا هم جوان بودن در لنج باری مرحوم زایر علی بوده  سالی که کل ولات تا 3 سال بعد سیاهپوشآن ضایعه بزرگ بودند.
شاید مرگ های دیگری هم بوده که ما بخاطر شرایط سنی مان  نتوانیم بیاد بیاوریم.
خلاصه آیا ماه آبان برای جوانان ولات ما نحس است؟
آیا این آبان  ماهی است که هرچند سال یکبار یک اتفاق بد برای ولات ما میفته؟ و هزار سئوال دیگر
امیدوارم که اینطور نباشه وامروز آخرین روزی باشد که مرگ جوانان ولات را میبینیم !
خدایا راضیم به رضای تو

 

علی راستگو (حاج قاسم)

نظرات (17)
رضا رو هیچ وقت بدون لبخند ندیدم . روحش شاد
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 25 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 09:19 ب.ظ
سلام.راست میگی به خدا.امروز تو قبرستون همه حواسم به این موضوع بود.خیلی نارحتم شدم.ولی یک موضوع را نیاید فراموش کرد اون هم عوامل این حوادث رانندگی است که همیشه کاممان را تلخ کرده.
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 25 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 10:26 ب.ظ
فرااون درود
و تنها نام نیک است که میماند
بنده این ضایعه رو به تمامی اهالی بوالخیر تسلیت میگم
امتیاز: 0 0
جمعه 26 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 12:38 ق.ظ
سلام . این مرگهای جوانان همه ای ما رو ناراحت میکند امیدوارم که همه ای جوانان سالم وسلامت باشند
امتیاز: 0 0
جمعه 26 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 09:42 ق.ظ
این قصه هم رسیده به پایان خداحافظ
جان شما و خاطره هامان خداحافظ
من میروم بدون تو اما فراموشم مکن
در اولین تراوش باران خداحافظ
منم این ضایعه تأسف بار رو تسلیت عرض میکنم
امتیاز: 0 0
جمعه 26 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 10:15 ق.ظ
انا لله و انا الیه راجعون «و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی،جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی، آغازی بی پایان را می سراید»
باورم نمیشه که دیگه نمیتونم رضا رو ببینم...
امتیاز: 0 0
جمعه 26 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 12:22 ب.ظ
lما هم در این سوگ شریک غم خود بدانید .خداوند به شما صبر دهد.
امتیاز: 0 0
جمعه 26 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 03:39 ب.ظ
خدا رحمتش کو بچه خوش اخلاقی بی.مرگ هم جزیی از روزگارن مث تولد .تی همین موقع هم جاز میشت احمد شصت سال بیش با 20نفر غرق وای
امتیاز: 0 0
جمعه 26 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 06:46 ب.ظ
درود بر گردون
گفتی تا شقایق هست زندگی باید کرد. شقایق هست و تو نیستی ، حالا چه باید کرد؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بکرک دیاریت نیسنا
جمعه 26 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 07:16 ب.ظ
باورکردنى نیست دیگررضااز کوچه ماگذر نمیکند. روحش شاد
امتیاز: 0 0
جمعه 26 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 08:10 ب.ظ
امیدواریم ربطی به ابان نداشته باشد.باید مرگ را پذیرفت مثل زندگی .ما نیز جزئی از طبیعت هستیم.هر چند که بسیار سخت است چنین حوادثی.اما درسش این است قدر همدیگر را دانستن تا وقنی که در کنار همدیگریم.
امتیاز: 0 0
جمعه 26 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 11:58 ب.ظ
وقتی که مرگ رسید ابان وسال و ماه وروز نمیشناسد.خدا رحمتش کند .ما که شاهد این جور مرگها هستیم چرا برامون عبرت نمیشه که خودمون قاتل جون خودمون نباشیم خدا صبری برا خونوادش بده
امتیاز: 0 0
شنبه 27 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 07:37 ب.ظ
رضا با همه خوبی هایش رفت.شاید آبان وقت چیدن گل نبود.وفرصت هنوز باقی مانده بود. اما در یکی از دل نوشته هات گفته بودی جان میگیرم،پس هستم.ولی بعضی وقت ها باید نوشت:خودم جان میدهم پس نیستم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون مسعود جان. این مطلب هم دوستمان علی حاج قاسم برام فرستاد چون که وب خودش ورزشی بود اینجا گذاشتم.
شنبه 27 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 09:29 ب.ظ
سلام. متاسفانه زنده یاد رضا جمهوری را نمیشناختم ولی بچه های عامری زیاد تعریفش میدن. چه شیرین است مرگی که بعد از ان به نیکی از تو یاد شود.واقعا وقتی فهمیدم که که یک پسر دو ساله دارد حتی تصور این درد برای خانواده اش هم دردناک بود

تقدیم به همه جوانان ناکام و ماندگار بوالخیر
آتش عشق
گاه می اندیشم،
خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید ؟
آن زمان که خبر مرگ مرا
از کسی می شنوی، روی تو را
کاشکی می دیدم .

شانه بالا زدنت را،
- بی قید -
و تکان دادن دستت که،
- مهم نیست زیاد -
و تکان دادن سر را که،
- عجیب ! عاقبت مرد ؟
- افسوس !
- کاشکی می دیدم !

من به خود می گویم :
چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد ؟
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 12:34 ب.ظ
بیاییم همه با هم در این ماه عزیز برای تمامی عزیزان سفر کرده دعا کنیم و از خدا بخواهیم که آنها را با حسین(ع) و یارانش محشور گرداند.
امتیاز: 0 0
یکشنبه 28 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 05:28 ب.ظ
روحش شاد ... خدا عاقبت هممون رو به خیر کنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درود. حسین غریبی ؟ نمیدانم کدام حسین غریبی . کاش مینوشتی دوست عزیز. حسین غریبی یکیش که خیلی دلم براش تنگ شده معلم زبان دوره راهنمایی هست که هرجاست خدا بسلامت دارش. پاینده باشی
سه‌شنبه 7 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 09:57 ق.ظ
خیلی ماه نخشین آبان خدا کنه دیگه برای کسی اتفاقی نیفته وهمه جونای بوالخیر همیشه در شادی سلامتی بسر ببرنن.
امتیاز: 0 0
شنبه 18 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 09:45 ب.ظ
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد